الشيخ محمد آصف المحسني

49

عجايب ومطالب (فارسى)

زمين را آفريده است ؟ ( به زبان فطرت و وجدان و نهاد و سرشت خود ) مى گويند خدا ! ! ! 45 . توضيحى درباره فطرت هرچيز كه لازمه آفرينش يك موجود باشد ، آن را فطرى آن موجود مگوييم ، مثلا از لازمه خلقت انسان علاقه به كمال و همسر و فرزندان و پدرومادر و ساير ملايمات طبع اوست « 1 » . . . بنا براين فطريات چه از نظر زمان و چه از نظر افراد ، ولو با تفاوت درجه ، بايد عموميت داشته باشد ، و گرنه عوارضى است كه در اثر علل مختلف خود ، بوجود آمده است و فطريات نخواهد بود . بعيد نيست كه انسان احتمالا جن و پاره اى از موجودات ديگر در كهكشانها - دو چيز فطرى نسبت به آفريدگار خود دارند : 1 - گرايش پرستش او كه در تمام ادوار تاريخ انسانى مظاهر آن به چشم مى خورد ، گو اينكه در تشخيص آفريدگار به خطار رفته باشد . 2 - شناخت خداوند به يك مرحله ضعيف ، منتهى هردو امر مذكور به يك اصطلاح فطرى اگاهانه نيست و گاهى در اثر تلقين مخفى مى گردد ، ولى اگر تلقين يا تعليم بر وفق آن دو صورت گيرد ، زمينه را براى سهولت دسترسى آگاهانه به معرفت عقلى و عبادت آگاهانه خداوند فراهم مى سازد .

--> ( 1 ) . اين تعريف ، فطريات را درباره حيوانات نيز تعميم مىدهد ، گاهى فطريات را بر خواص مشترك انسانها در مقابل غرايز كه خواص مشترك حيوانات است و نيز در مقابل طبيعت كه خواص مشترك موجودات مادى است اطلاق مى كنند .